دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
برای خواهرم..

دریا شده است خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

خواهر سلام ! با غزلی نیمه آمدم

تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش
خواهر ! زمان زمان برادر کشی ست باز
شاید به گوش ها نرسد بیت آخرش
می خواهم اعتراف کنم : هر غزل که ما
با هم سروده ایم ، جهان کرده از برش
با خود مرا ببر که نپوسد در این سکون

-
شعری - که دوست داشتی از خود رهاترش

دریا سکوت کرده و من حرف می زنم
حس می کنم که راه نبردم به باورش

دریا ! منم - همو که به تعداد موج هات
با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش

هم او که دل زده است به اعماق و کوسه ها

خون می خورند از رگ های در خون شناورش

خواهر ! برادر تو کم از ماهیان که نیست
خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش
دریا سکوت کرده و من بغض کرده ام
بغض برادرانه ای از قهر خواهرش

من شاعرش نیستم....