پستمن چه مى گوید؟
پستمن را مىتوان منتقد جدى جامعه سرمایهدارى کنونى جهان و بویژه آمریکا دانست. در این راه وى اگرچه بسیارى از جامعه شناسان را همراه با خود دارد، اما توجه ویژه او به نقش رسانهها در چنین جامعهاى، آثارش را در مقایسه با دیگران متمایز ساخته است.
پستمن در آثارش با ارائه مدارک متعدد، به دنبال اثبات این مسأله است که تکنولوژى و توسعه آن در جامعه جدید، اگرچه در ظاهر منشأ خدمات بسیارى بوده است، اما در نهایت لطمههاى جبران ناپذیرى را نیز به جامعه انسانى وارد کرده است که از جمله آنها مىتوان به از بین رفتن قدرت تفکر و تعقل به دلیل گسترش رسانههاى تصویرى و جایگزینى زبان احساس به جاى زبان تعقل اشاره کرد.
پستمن در بخش دیگرى از آثار خود به صراحت نسبت به اثرات تخریبى انقلاب بصرى که به اعتقاد وى داراى مصادیقى همچون تصویر، کاریکاتور، پلاکارد و آگهىهاى بازرگانى است اشاره کرده و مىافزاید: «انقلاب الکترونى و انقلاب بصرى دست در دست هم، هر چند ناهماهنگ به تهدیدى عظیم بر ضد زبان، ادب و فرهنگ پرداختند و جهان اندیشه را به جهان نور و موج مبدل ساختند.»
وى در این راه از اندیشههاى «مک لوهان» بهره جسته و با بیان جملهاى از مک لوهان مىگوید: «به اعتقاد مک لوهان زمانى که بشر در یک محیط الکترونیکى زیست مىکند، خصلتى دیگر مىیابد و هویت فردىاش در تمامیت جمعى استحاله گشته و در آن ذوب مىشود تا جایى که «انسان جامع» به «انسان جماعت» مبدل مىشود.»
دکتر صادق طباطبایى مترجم آثار پستمن در ایران - در توضیح اندیشههاى وى میگوید: «به عقیده پستمن، تکنیک یک دوست بوده و به همین دلیل قابل اعتماد است. اما چنین دوستى بسیارى از چیزها را از انسان مىگیرد، تا جایى که مساوى با انسان مى ود. از سوى دیگر در گام بعدى این تکنیک داراى ایدئولوژى شده و به تکنولوژى تغییر مىیابد. در این مرحله از انسان نیز فراتر رفته و طبیعى است که هرچه را مانع خود مىبیند از سر راه برمىدارد.»
وى به حذف تمامى فیلدهاى موجود براى انسان به عنوان موانع تکنولوژى اشاره کرده و مىافزاید: «بر این اساس تکنولوژى تمامى این فیلدها همچون خانواده، سنت، فرهنگ و حتى اندیشه را از سر راه خود بر مىدارد؛ تا جایى که نبردى در این راه آغاز مىشود.»
بر این اساس نیل پستمن جامعه را مغلوب تکنولوژى دانسته و معتقد است که تکنوپولى در چنین نظامى مطرح مىشود؛ نظامى که با انقلاب تلگراف به عنوان نخستین انقلاب در این زمینه آغاز مىشود.
وى همراهى تلگراف با انقلاب فوتوگرافیک را نقطه عطفى در تاریخ دانسته و از آن به عنوان عاملى مهم براى تهىشدن و یکدستى فرهنگهاى مختلف یاد مىکند تا جایى که پس از بیان مراحل پس از ظهور این دو انقلاب، در فصل هاى پایانى کتاب خود به صراحت اعلام مىکند: «دیگر امیدى به این جامعه نیست و امید من تنها به کشورهایى است که داراى فرهنگ هوشمند بوده و ورود تکنولوژى را با هوشمندى انجام مىدهند.»
تقابل پستمن و تکنولوژى
اگرچه بسیارى بر این اعتقادند که پستمن با تکنولوژى مخالف بوده و سعى در رد آن دارد، اما دکتر صادق طباطبایى، خود نظر دیگرى دارد. او مىگوید: «ساده انگارى است، اگر بپذیریم پستمن مخالف تکنولوژى است. بلکه او مىگوید: به عنوان نمونه، کامپیوتر نیاز است، اما ضرورت ندارد تا یک کودک 6ساله هم درگیر آن شود. در واقع مىتوان گفت که پستمن مردم را نسبت به روى دیگر سکه تکنولوژى متوجه مىسازد.»
طباطبایى ادامه مىدهد: «پستمن در نظام اجتماعى، مفهوم «ایدز اجتماعى» را مطرح مىکند ؛ بدین معنا که انسان قدرت دفاعی خود را از دست داده و همه چیز را قبول مىکند. براى نمونه در مقیاس اجتماعى دموکراسى را مىپذیرد؛ حال آن که واژه دموکراسى، دروغى بزرگ است.»
مترجم آثار پستمن در ایران معتقد است که وى هدف تکنوپولى را سلطه بر جهان دانسته و در این راه از ابزارهاى مختلفى همچون رسانه بهره مىجوید تا فرهنگ تعقل، جاى خود را به تجمل بدهد و در این راه انسانها براى نجات از وضع موجود، چارهاى به جز «زهدگیرى اجتماعى» نخواهند داشت؛ بدان معنا که با به کارگیرى قدرت عقل، راه سلطه تکنوپولى و ابزار مستقیم آن همچون رسانه را بر انسان امروزى مسدود نمایند.





